ثنا و ثمین در هفته ای که گذشت
سلام به روی ماهتون.عزیزای مامانی.ازوقتی برای ثنا جونم اسکیت ها رو خریدیم برای تمرین هر شب داریم میریم بیرون.البته کلاس اموزشی خودش روزهای زوج ساعت 8 تا 9 شبه.ولی ما هر شب میریم تا خوب راه بیفته.امشب خیلی خوب رفت و خودش هم خیلی ذوق و شوق داره.یکی از دوستای مهدش بنام راحیل،وقتی ثنا رو دید خوشش اومد و او هم ثبت نام کرد و حالا با هم هستن.علت تاخیرهام این بود.دوستان گلم به بزرگی خودشون ببخشن که دیر به دیر سر میزنم بهشون.
امروز دندون شیری ثنا جون که حسابی لق شده بود توسط بابارضا کشیده شد.مبارکه عزیزم.

ثمین خانوم هم که خدا بهش داده که هر روز پارک بره و توپ بازی کنه و ورجه وورجه و تاب تاب و...
بالاخره موفق شدم موهای خانومی رو گوش خرگوشی ببندم.هوراااااااااااااااااااااااااو در کمال تعجب بهشون دست نزد تا برگشتیم خونه.چون معمولا خوشش از گیر مو نمیاد و زود درمیاره و پرتاب موکونه!

جونم براتون بگه که جمعه شب باباجون جواد و مامان جون طیبه همراه دائی حسین و عمه مریم و نی نی کوشولو از دزفول اومدن بوشهر.ماشااله امیر علی تو این سه هفته خیلی تغییر کرده بود و بزرگتر شده بود.دیشب که ثنا تمرین داشت ،شام رو بردیم و رفتیم پارک.خیلی خوش گذشت.امروز حوالی ظهر به سمت شیراز رفتن.

عصر حسابی حالم گرفته شده بود از تنهائی و رفتیم کنار دریا و پارک و نهایتا تمرین اسکیت.



ثنا و ثمین در هفته ای که گذشت
